دوستت(معین)

بی تو ای روشن گر شب های من

بوسه می زد ناله بر لب های من

در غرور اشک من یاد تو بود

در سکوت سینه فریاد تو بود

مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت

پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی وقت سعید رفتنی

توی حیاط بوی غریب بهانه ی قشنگمی

گفتی نگو دوست دارم حرفتو باور ندارم

اشتباه میکنی بازم اشتباه میکنی بازم

دوستت دارم قد خدا  قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو

چرا تو تنها میزاری دست های سرد خستمو

بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنه

هزار هزار شعرو غزال نخونده فریاد میزنه

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمونچرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو

چرا تو تنها میزاری دست های سرد خستمو

بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنه

هزار هزار شعرو غزال نخونده فریاد میزنه

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمون

دست افشان(سراج)

گفتم كه دلم هست به پيش تو گرو
دل بازده آغاز مكن قصه نو
افشاند هزار دل ز هر حلقه زلف

گفتا كه دلت بجوي و بردار و برو

شاهدان گر دلبری زینسان کنند

 زاهدان را رخنه در ایمان کنند

یار ما چون گیرد آغاز سماع   

قدسیان در عرش دست افشان کنند

هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد  

 گلرخانش دیده نرگستان کنند

مردم چشمم بخون آغشته شد 

در کجا این ظلم بر انسان کنند

ای جوان سرو قد گویی بزن

پیش از آن کز قامتت چوگان کنند

عاشقانرا بر سر خود حکم نیست

  هر چه فرمان تو باشد آن کنند

خوش بر آ با غصه ای دل کاهل راز

 عیش خوش در بوته هجران کنند


سلطان عشق(حسام الدین سراج)

سلطان منی سلطان منی
وندر دل و جان ایمان منی
در رنگ دمی من زنده شوم
یک جان چه بود صد جان منی
هم شاه منی هم ماه منی
هم جانی و هم جانان منی
باغ و چمن و فردوس منی
سرو و سمن خندان منی

ارغوان(حسام الدین سراج)

من از آن که گردم به مستی هلاک

به آئین مستـــــــان بَریدم به خاک

به تابوتی از چوب تاکم کنید

به راه خرابـــات خاکم کنید

به آب خرابات غســــــــلم دهید

پس آن گاه بر دوش مستم نهید

مریزید بر گور من جز شراب

نیارید در ماتمم جز ربـــاب

مغنی ملولم دوتایــی بزن

به یکتایی او که تایی بزن

بزن چنـــگ در پرده ارغنـــون

رهایم کن از چنگ دنیای دون

چشم جادو(سراج)

مدامم مست می‌دارد ، نسیم جعد گیسویت
خرابم می‌کند هر دم ، فریب چشم جادویت

پس از چندین شکیبایی ، شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم ، در محراب ابرویت

سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت

تو گر خواهی ، که جاویدان ، جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد ، زمانی برقع از رویت


مدامم مست می‌دارد ، نسیم جعد گیسویت
خرابم می‌کند هر دم ، فریب چشم جادویت

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و، او از بوی گیسویت

مدامم مست می‌دارد
نسیم جعد گیسویت ...
خرابم می‌کند هر دم
فریب چشم جادویت ...

رویا(حسام الدین سراج)

نگارم در زد، نگارم در زد
خداوندا یاری کن، دلم می لرزد

من این یک دم را، به عمری جویم
که خواهم با او ، غم دل گویم


بیا ای ساقی،به من ده جامی
که جانم در رقص آرد، شراب باقی

چه ها می بینم ، خیال است آیا ؟
چه می نوشم ، این جام وصال است آیا ؟

عیان یا رویا ؟ چه حالست آیا ؟

بیا ای ساقی،به من ده جامی
که جانم در رقص آرد، شراب باقی


به دریا گفتم، شبی راز دل
به دریا گفتم، شبی راز دل

خروشید از غم سر زد به سنگ ساحل


نگارا یک دم ، از این موج غم ، نبودم غافل

به دریا گفتم، شبی راز دل
به دریا گفتم، شبی راز دل

خروشید از غم سر زد به سنگ ساحل

نگارا یک دم ، از این موج غم ، نبودم غافل


چه ها می بینم ؟ ، خیال است آیا ؟
چه ها می بینم ؟ ، خیال است آیا ؟

چه می نوشم،این جام وصال است آیا ؟


عیان یا رویا
عیان یا رویا

چه حالست آیا ؟
چه حالست آیا ؟

بیا ای ساقی،
به من ده جامی

که جانم در رقص آرد، شراب باقی
که جانم در رقص آرد، شراب باقی

ماه بالا نشین(سراج)

غم و درد دل مو بی حسابه
خدا دونه دل از هجرت کبابه
بنازم دست و بازوی ته صیاد
بکش مرغ دلم بالله ثوابه
.
.
.
.
مه بالا نشین پایین نظر کن
به مسکینان کلامی مختصر کن
بتا فایز غریب این دیار است
محبت بر غریبان بیشتر کن
.
.
.
.
به بالا بنگری مهتاب بینی
گل خوشبو کنار آب بینی
برو فایز سزای تو همین است
پری مثل مرا اندر خواب بینی

رویای وصل(حسام الدین سراج)

ای یوسف خوشنام ما
خوش میروی بر بام ما
ای در شکسته جام ما
ای بر دریده دام ما
ای نور ما ای سورما
ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما
تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما
ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما
نظّاره کن بر دود ما
ای یار ما عیار ما
دام دل خمّار ما
پا وا مکش از کار ما
بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل
جان میدهم چه جای دل
وز آتش سودای دل
ای وای دل.ای وای ما.

محفل عشق(سراج)

یاران ره عشق منزل ندارد این بحر مواج ساحل ندارد

یاران ره عشق منزل ندارد این بحر مواج ساحل ندارد

باری که حملش نآید زگردون جز ما ضعیفان حامل ندارد

یاران ره عشق منزل ندارد این بحر مواج ساحل ندارد

چون ما نباشیم مجنون که لیلیغیراز دل ما محمل ندارد

یاران ره عشق منزل ندارد این بحر مواج ساحل ندارد

دلسوخته(معین)

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پراکنده ی رندان جهانم
در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم
با آن که همه باخته در بازی عشقند
بازنده ترین است در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به کامم
دل سوخت ،‌
تن سوخت
ماندم من و نامم

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پراکنده ی رندان جهانم
عمریست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگزار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و حاضر به مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت

باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
در مذهب رندان این است نمازم

عمریست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

من در به در عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ‌رو سر جانم
باید که ببازم
با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
در مذهب رندان این است نمازم

عمریست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پراکنده ی رندان جهانم

دلبرم(معین)

دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد


به چشمان سیاه تو اسیرم
به چشمان سیاه تو اسیرم
خدا می دونه دلم از تو نگیرم
بیا دردت به جان عاشق تو
بیا دردت به جان عاشق تو
نمیری تو به جای تو بمیرم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد


گفتم میری سفر آروم می گیرم
گفتم میری سفر آروم می گیرم
ندونستم که از دوریت می میرم
بهت گفتم برو هرجا که میری
به شرطی خاطراتم رو نگیری
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد


به چشمان سیاه تو اسیرم
به چشمان سیاه تو اسیرم
خدا می دونه دلم از تو نگیرم
بیا دردت به جان عاشق تو
بیا دردت به جان عاشق تو
نمیری تو به جای تو بمیرم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد


جدای تو رو دوش خسته بردن
جدای تو رو دوش خسته بردن
تموم شب نفس ها تو شمردم
چشمامو بستمو خواب تو دیدم
رو لبام طعم لبها توچشیدم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پرآبم کرد

چگونه(معین)

تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه ی من دیگه بی امونه
دل از درد عشقم یه دریای خونه
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته
من از شهر عشقم .ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی

می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه . چه تلخ شکستن
حقیقت همینه که رفتی تو بی من
که رفتی تو بی من

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته
من از شهر عشقم .ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

ییقرار(معین)

برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
میام تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
سرت رو تکیه گاهم کن . محبت را فراهم کن
تو اون چشمون عاشق را بیا فانوس راهم کن
کنار تو اگه باشم حباب قله قافم
تو شیرینم بخواه از من که قلب کوهو بشکافم
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
بیا تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات

عاشقانه(معین)

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من

بابا(معین)

چشماتو وا کن وببین ببین که بابا اومده
بابا با یک عروسک خوشگل و زیبا اومده
چشماتو توچشم بابا یه بار باز و بسته کن
نظر به حال دل این عاشق دل شکسته کن
چه شب هایی به شوق تو اومدم و خواب بودی
تو دست های عاشق من همیشه کم یاب بودی همیشه کم یاب بودی
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم


من واسه تو دلواپسم تو واسه ی عروسکهات
من واسه تو می میرم و تو واسه ی بازیچه هات
دلشادم از شادی تو سر مستم از خنده تو
اما ته دل نگران برای آینده ی تو
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم


چشماتو وا کن وببین ببین که بابا اومده
بابا با یک عروسک خوشگل و زیبا اومده
چشماتو توچشم بابا یه بار باز و بسته کن
نظر به حال دل این عاشق دل شکسته کن
چه شب هایی به شوق تو اومدم و خواب بودی
تو دست های عاشق من همیشه کم یاب بودی همیشه کم یاب بودی
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم

پا به پای تو ( معین )

پا به پای تو می یام هر جا بری
گوش به حرف تو می دم هر چی بگی
من گذشتم از همه برای تو
جونم و برات می دم به سادگی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی

برای گفتن خوبی های تو
یه عالم کوچیکه . یک دنیا کمه
نمی شه از تو گذشت به سادگی
تو که خوبی هات به قد عالمه
تو که خوبی هات به قد عالمه

برای گفتن خوبی های تو
یه عالم کوچیکه . یک دنیا کمه
نمی شه از تو گذشت به سادگی
تو که خوبی هات به قد عالمه
تو که خوبی هات به قد عالمه

پا به پای تو می یام هر جا بری
گوش به حرف تو می دم هر چی بگی
من گذشتم از همه برای تو
جونم و برات می دم به سادگی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی

سفره ی دل و برات باز می کنم
تا که در کنارت اروم بگیرم
زندگی دوباره اغاز می کنم
حتی اون لحظه که دارم می میرم
با تو خوبه .با تو خوبه . به تو خوبه
هم طلوع و هم غروب


پا به پای تو می یام هر جا بری
گوش به حرف تو می دم هر چی بگی
من گذشتم از همه برای تو
جونم و برات می دم به سادگی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی
تو بدون که شیشه ی عمر منی
خدا اون روز و نیاره که بشکنی

فداتم(معین)

پشت درای بسته
عاشقی دل شکسته
داره هوای خوندن
با تو عزیز خسته
با تو عزیز خسته
دوست دارم عزیزم
عاشقتم هنوزم
نزار تا بیشتر از این
به پای تو بسوزم
به پای تو بسوزم
آره خودم فداتم
فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم
همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو
تو چشم تو ببینم
تو این دیار غربت
کنار تو بشینم



کیه از تو نخونه
کیه با تو نمونه
میخونم عاشقونه
واست خونه به خونه
بیا بازم با من باش
امید آخرم باش
تو این دیار غربت
تو تنها یاورم باش
اره خودم فداتم
فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم
همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو
تو چشم تو ببینم
تو این دیار غربت
همش تو رو ببینم



پشت درای بسته
عاشقی دل شکسته
داره هوای خوندن
با تو عزیز خسته
با تو عزیز خسته
دوست دارم عزیزم
عاشقتم هنوزم
نزار تا بیشتر از این
به پای تو بسوزم
به پای تو بسوزم
آره خودم فداتم
فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم
همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو
تو چشم تو ببینم
تو این دیار غربت
کنار تو بشینم



کیه از تو نخونه
کیه با تو نمونه
میخونم عاشقونه
واست خونه به خونه
بیا بازم با من باش
امید آخرم باش
تو این دیار غربت
تو تنها یاورم باش
اره خودم فداتم
فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم
همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو
تو چشم تو ببینم
تو این دیار غربت
همش تو رو ببینم
اره خودم فداتم
فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم
همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو
تو چشم تو ببینم
تو این دیار غربت
کنار تو بشینم

قصر آرزوها(معین)

ا هم عشقو شناختیم
دل به همدیگه باختیم
که قصره آرزوهامونو با همدیگه ساختیم

من آن باده پرستم که از عشقه تو مستم
امیدو آرزوهامو به چشمونه تو بستم
منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن
بذار بشوقه رویه تو زندگی آغاز کنم
زمزمه های عاشقی با دله خود ساز کنم
مرغکه پر شکسته ام دسته نوازشی بکش
که در هوای عشقه تو پرای نو باز کنم
منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن
سرو و سنوبر شرمنده ی تو
گل متحیر از خنده ی تو
حرفات شیرینه مثله قندو عسل شعرو غزلها
سرو و سنوبر شرمنده ی تو
گل متحیر از خنده ی تو
بگو همیشه تو عشقه منی جانو تنی آه
منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن

با هم عشقو شناختیم
دل به همدیگه باختیم
که قصره آرزوها رو با همدیگه ساختیم

من آن باده پرستم که از عشقه تو مستم
امیدو آرزوهامو به چشمونه تو بستم
منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن

دعا(معین)

با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
که آسمون بباره، فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی

سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند

وقتی نیستی(معین)

وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه
دل اگه میگه صبورم خود فریبی می کنه
صدای قناری محزون و غم آلود میشه
واسه من هر چی که هست و نیست نابود میشه

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن
با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن
با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن
روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه
نفسهام به یاد تو یکی یکی آه میشه

وقتی نیستی گلهای باغچهنگاهم می کنن
با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!
وقتی نیستی گلهای باغچهنگاهم می کنن
با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن
با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن
روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه
نفسهام به یاد تو یکی یکی آه میشه

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

ستاره(معین)

نور چراغ خونهء این دل دیوونه تو یی
ماه تو یی ، مهر تو یی ، عزیزه دردونه تو یی
اومدی شبای عمرمو چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمامو قربونی کنی.

ستاره خونم شدی، تو وصله جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

چشمو دله حریسم از دیدن تو سیر نمیشه.
راز و رمز عشقه تو هیچ جوری تعبیر نمیشه.
دعای خیرمو میخوام سرمه چشمونت کنم
از هر چی چشمه بد که هست،
یه جوری پنهونت کنم.

ستارهء خونم شدی، تو وصلهء جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

نور چراغ خونهء این دل دیوونه تو یی
ماه تو یی ،مهر تویی، عزیزه دردونه تو یی.
اومدی شبای عمرمو چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمامو قربونی کنی.

ستاره خونم شدی، تو وصله جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

تو خوبی(معین)

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی

چو نسیمه نو بهاران به نوازش گلستان اومدی
مثله یک بارون رحمت به نجات سبزه زاران اومدی

تو همان فرشته ای که روز و شب لحظه شماری کردم
واسه دل داری دادن به منه زار و پریشون اومدی

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی

شب بی ستاره بودم ،
تو همان خورشیدی که به من تابیدی.

در هوای چاره بودم،
گنجه خوشبختی رو تو به من بخشیدی.

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی


اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی

تاج سر(معین)

شهر رو چراغون می کنم، آینه بندون می کنم
تاج روی زلفتو، ستاره بارون می کنم
عطر و گلابدون میارم، آینه و شمعدون میارم
با حلقه های گل یاس، تو رو به خونم میارم
بس که نازک تنت، چو حریره بدنت
مثل ژاله سحر، رو برگ گل می شونمت
بیا که آشیونه رو، دیوار و سقف خونه رو
برات گلستون بکنم، دنیای عاشقونه رو

بسته ام بار سفر ای که تویی بال و پرم
با تو ای هستی من تا به ابد همسفرم
من گلستونو دارم گل نمیاد در نظرم
تاج خورشید نمی خوام تا که تویی تاج سرم
زنده ام با نفس تو، وصل جون تو به جونم
بی تو من حتی یه لحظه، نمی تونم که بمونم

شهر رو چراغون می کنم، آینه بندون می کنم
تاج روی زلفتو، ستاره بارون می کنم

عطر و گلابدون میارم، آینه و شمعدون میارم

با حلقه های گل یاس، تو رو به خونم میارمر

شهر رو چراغون می کنم، آینه بندون می کنم
تاج روی زلفتو، ستاره بارون می کنم

عطر و گلابدون میارم، آینه و شمعدون میارم

با حلقه های گل یاس، تو رو به خونم میارمر

دشمن(معین)

دشمن اگه هزار هزار
فشنگاشون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن
صد تا با سی صد تا سوار
خودم میام می برمت
با یک نگاه می دزدمت
خودم می یام می برمت
با یک نگاه می دزدمت

این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره می گیره
نفسم داره می گیره

قد نگو نگو نگو . سرو خرامانه
چشم نگو نگو نگو . نرگس مستانه
لب نگو نگو نگو . غنچه ی خندانه
دل نگو نگو نگو . خیلی پریشانه

این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره می گیره
نفسم داره می گیره

امید من تو هستی برای زندگانی
ارزوی دلم رو توی چشام می خونی
من دیگه خاک پاتم. هر جا بری باهاتم
من عاشق تو هستم . من تو رو می پرستم

این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره می گیره
نفسم داره می گیره

دشمن اگه هزار هزار
فشنگا شون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن
صد تا بسی صد تا سوار
خودم می یام می برمت
با یک نگاه می دزدمت
خودم می یام می برمت
با یک نگاه می دزدمت


این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره می گیره
نفسم داره می گیره

سوز دل(معین)

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم
من اگر عاشق نباشم زود میمیرم

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم،
زود میمیرم.

سینه سردش پیشه ماست،
لبریزه دردش پیشه ماست،
همسفر آتش کجاست؟ همسفر آتش کجاست؟

سفرهء دل خالی و بی روزی است
سینه ام محتاج آتش سوزی است؛
سینه ام محتاج آتش سوزی است.

نازنین تو همرهی با راز داران میکنی،
آتشی را زیره خاکستر تو پنهان میکنی

من که خود در معبد دلدادگان آیینه ام
تله خاکستر نمیخواهم درونه سینه ام

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم
من اگر عاشق نباشم زود میمیرم

سفرهء دل خالی و بی روزی است
سینه ام محتاج آتش سوزی است؛
سینه ام محتاج آتش سوزی است


سینه سردش پیشه ماست
لبریزه دردش پیشه ماست
همسفر آتش کجاست؟ همسفر آتش کجاست؟

یاد تو(معین)

بی تو چه بیتابم من !
امیده بر بادم من یه دنیا فریادم من
تو رو که میبینم عاشقو دیوونم

تو با اون چشمه سیات خوابه نگات
خونه دلم رو ویرون میکنی
تو با موهای پریشونو رهات
منو سرگشته و حیرون میکنی

باز دلم اسیره عشقه تو شد
عمره من همه به پایه تو شد
یاده توغمه تو خاطره من
تا ابد همیشه خاطره شد

بیا هنوز عشقت توی قلبمه
تو رو که میبینم قلبم میزنه
اینو بدون نیازه من به عشقه تو
تآخره دنیا تو وجودمه

باز دلم اسیره عشقه تو شد
عمره من همه به پای تو شد
یاده توغمه تو خاطره من
تا ابد همیشه خاطره شد

تو ای ترانهء من همه بهانهء من
تو در سکوته دلم صدای عشقه منی
تو در نهایته من ندای باورمی

تو با خندهای شیرینه لبات
منو سرگشته و حیرون میکنی
تو با اون کرشمه و نازو ادات
مثله جادو منو افسون میکنی

باز دلم اسیره عشقه تو شد
عمره من همه به پایه تو شد
یاده توغمه تو خاطره من
تا ابد همیشه خاطره شد

بیا هنوز عشقت توی قلبمه
تو رو که میبینم قلبم میزنه
اینو بدون نیازه من به عشق تو
تا آخره دنیا تو وجودمه

گناه(معین)

پیش تو رو سیاهم، تو بگذر از گناهم
ندامت رو تو دیدی، تو عالم نگاهم

تو خواستی من نخواستم، با هم باشند دلهامون
نشستی من نشستم، به پای لحظه هامون

تو بودی من نبودم، دیوونه مثل مجنون
تو موندی من نموندم، به پای عهد و پیمون

نمیشه باور من، کنار من نشستی
کسی که می پرستم، تو بودی و تو هستی

نمیشه باور من، هنوز به پام نشستی
چشاتو رو بدیهام، تو عاشقونه بستی

تو بودی من نبودم، دیوونه مثل مجنون
تو موندی من نموندم، به پای عهد و پیمون

نمیشه باور من، کنار من نشستی
کسی که می پرستم، تو بودی و تو هستی

گل ستاره(معین)

صدای پای ماه میاد تو آسمون
انگار عروسیه تو شهر عاشقون

حریر مهتاب رو سرش، ستاره ها دورو برش
الهی که کسی نیاد به غیر من در نظرش،
به غیر من در نظرش

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره

من میخوام تو چشمه تو نگاه کنم
اسمتو شبانه روز صدا کنم

وقتی که سحر میشه دوباره باز،
چشمامو تو چشمای تو وا کنم

خدا کنه که زندگی همیشه آفتابی باشه
شبا برای عاشقا ، همیشه مهتابی باشه
همیشه مهتابی باشه.

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره

من میخوام تو چشمه تو نگاه کنم
اسمتو شبانه روز صدا کنم

وقتی که سحر میشه دوباره باز،
چشمامو تو چشمای تو وا کنم

خدا کنه که زندگی همیشه آفتابی باشه
شبا برای عاشقا ، همیشه مهتابی باشه
همیشه مهتابی باشه.

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره

قسم مخور(معین)

قسم نخور به جونم
که بی قسم میدونم
نور ستاره ی تو
رفته از آسمونم
چشام اشکی نداره
به پای تو بباره
یه قلب پاره پاره
قسم خوردن نداره

نگینی بودی بر انگشتر من
امیدی در دل عاشق تر من
تو که آتش زدی بر هستی من
به باد دادی چرا خاکستر من
تو که با قلب عاشق می پریدی
شکستی پس چرا بال و پر من؟
چرا میخوای قسم های دروغین
بشه یکباره دیگه باور من

قسم نخور به جونم
که بی قسم میدونم
نور ستاره ی تو
رفته از آسمونم
چشام اشکی نداره
به پای تو بباره
یه قلب پاره پاره
قسم خوردن نداره



توو دنیائی که آوار مصیبت
با دستای تو ریخته بر سر من
چرا میخوای بدونم با یه حسه
حقیقی هستی یار و یاور من.
تو که بیگانه هستی با سپیدی
تو که دلبستگیهامو ندیدی
در این بازار داغ نا امیدی
ترو باور کنم با چه امیدی

قسم نخور به جونم
که بی قسم میدونم
نور ستاره ی تو
رفته از آسمونم
چشام اشکی نداره
به پای تو بباره
یه قلب پاره پاره
قسم خوردن نداره

قسم نخور به جونم
که بی قسم میدونم
نور ستاره ی تو
رفته از آسمونم
چشام اشکی نداره
به پای تو بباره
یه قلب پاره پاره
قسم خوردن نداره

نگینی بودی بر انگشتر من
امیدی در دل عاشق تر من
تو که آتش زدی بر هستی من
به باد دادی چرا خاکستر من
تو که با قلب عاشق می پریدی
شکستی پس چرا بال و پر من؟
چرا میخوای قسم های دروغین
بشه یکباره دیگه باور من

عشق موندگار(معین)

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب با له دارتویی تنها تک سوار
عشقه رو یایی من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار.

فصله بارونه و عشق رو غبار نسترن
منو تو عاشقه هم
تو خوابه گل شدن

شعلۀ وحشی عشق بی گناه و بی صدا
یه ترانه وسوسه، رنگه سرخه غروبا

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب با له دار، تویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار

با حضور آرزو، لحظه های دم به دم
هم قطاره خاطره، همیشه دنباله هم

کفشه جنگلای سبز، پای جاده های دور
توی تاریکی راه، رنگه چشمات مثله نور
رنگه چشمات مثله نور

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب باله دار تویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار.

فصله بارون و عشق رو غبار نسترن
منو تو عاشقه هم
تو خوابه گل شدن

شعلۀ وحشی عشق بی گناه و بی صدا
یه ترانه وسوسه، رنگه سرخه غروبا

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب باله دارتویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار