شعر
چگونه(معین)
تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه ی من دیگه بی امونه
دل از درد عشقم یه دریای خونه
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته
من از شهر عشقم .ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی .تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه . چه تلخ شکستن
حقیقت همینه که رفتی تو بی من
که رفتی تو بی من
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته
من از شهر عشقم .ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:38 توسط علی |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
آرشیو موضوعی
محسن چاووشی
حسام الدین سراج
حبیب
گروه کیوسک
شادمهر عقیلی
محمد اصفهانی))
همایی
سیاوش قمیشی
معین
ایرج
BLOGFA.COM