بن بست(قمیشی)

من به بن بست نرسیدم راهم و کج کردم

با تو مشکلی‌ ندارم با خودم لج کردم

دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا

میدونی فایده نداره بسه دیگه رویا

تو چرا خسته نمیشی‌ از من دیونه

از منی که شب و روزام مثل هم میمونه

تو چرا چیزی نمیگی این خودش کابوسه

غصه کم کم جون میگیره دل‌ یه هو می‌‌پوسه

من نمیتونم بسازم خونه رویات و

حیفه پای من بریزی همهٔ دنیات و

من خودم اسیر راهم تو اسیرم میشی‌

من نمی‌خوام توی سختی تو کنارم باشی‌

من به بن بست نرسیدم راهم و کج کردم

با تو مشکلی‌ ندارم با خودم لج کردم

دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا

میدونی فایده نداره بسه دیگه رویا

تو چرا خسته نمیشی‌ از من دیونه

از منی که شب و روزام مثل هم میمونه

تو چرا چیزی نمیگی این خودش کابوسه

غصه کم کم جون میگیره دل‌ یه هو می‌‌پوسه

من به بن بست نرسیدم راهم و کج کردم

با تو مشکلی‌ ندارم با خودم لج کردم

دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا

میدونی فایده نداره بسه دیگه رویا

یاد من باش(قمیشی)

رفتیُ خاطره های تو نشسته تو خیالم!
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم!
یاد من نبودی اما، من به یاد تو شکستم!
غیر تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم!

هم ترانه! یاد من باش!
بی بهانه یاد من باش
وقت بیداریِ مهتاب،
عاشقانه یاد من باش!

اگه باشی با نگاهت، میشه از حادثه رد شد!
میشه تو آتیش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد!
اگه دوری، اگه نیستی، نفس فریاد من باش!
تا ابد، تا تهِ دنیا، تا همیشه یاد من باش!

هم ترانه! یاد من باش!
بی بهانه یاد من باش!
وقت بیداریِ مهتاب،
عاشقانه یاد من باش!

نفس بکش(سیاوش قمیشی)

من و مزرعه یه عمر ه
چشم براهه یه بهاریم
زیر شلاق زمستون
ضربه ها رو میشماریم

توی این شب غیر گریه
کار دیگه ای نداریم
هرکی خوابه خوش به حالش
ما به بیداری دچاریم

تن این مزرعه خشک
تشنه ی بزره دوبارست
شب پر از حظور تلخ
جای خالی ستارست
مزرعه دزدیدنی نیست
فردا میلاد بهاره
دیگه این مزرعه هرگز
ترسی از خزون نداره

نفس بکش نفس بکش
اینجا نفس غنیمته
توی سکوت مزرعه
صدای تو یه نعمته
نفس بکش


من و مزرعه یه عمره
چشم براهه یه بهاریم
زیر شلاق زمستون
ضربه ها رو میشماریم

الکی(سیاوش قمیشی)

من فقط عاشق اینم
حرف قلبت و بدونم
الکی بگم جدا شیم
تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم
بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه
تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
اِنقدر زنده بودم
تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم
روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیم و بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم
وقتی از همه کلافم
بشینم یه گوشه دنج
موهای تو را ببافم

عاشق اون لحظه ام که
پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه
دزدکی تو رو ببینم

من فقط  عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
اِنقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
اِنقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم

هنوز(سیاوش قمیشی)

من اگه هنوز میخونم واسه خاطره دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت
توست

عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخونم
تو رو تنها نمیذارم گرچه تنها جا میمونم

اگه تو شبای سردت با خودت تنها میشینی
من برات میخونم از عشق تا که فردا رو ببینی

اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد
من برات میخونم ای گل نو بهارو نبر از یاد

همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم
گر چه عمریه تو این دشت یه خزونه بی بهارم

دریای مغرب(سیاوش قمیشی)

اشکای یخیمو پاک کن
درای قلبتو وا کن
صدای قلبمو بشنو
من چه کردم با دل تو
کاشکی تو لحظه ی آخر
عشقو تو نگام میخوندی
قلب تو صدامو نشنید
نشنید
نشنید
رفتی با غریبه موندی

اگه یک روز بگم از این حکایت
که به تو کردم عادت
دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت
رفاقت
اگه یک شب برسم به حقایق
میشم خدای عاشق
میگم رازمو به ستاره ی دریای مغرب
دریای مغرب

اگه یک روز بگم از این حکایت
که به تو کردم عادت
دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت
رفاقت

اشکای یخیمو پاک کن
درای قلبتو وا کن
صدای قلبمو بشنو
من چه کردم با دل تو


اگه یک روز بگم از این حکایت
که به تو کردم عادت
دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت
اگه یک شب برسم به حقایق
میشم خدای عاشق
میگم رازمو به ستاره دریای مغرب
دریای مغرب

خیلی ممنون(قمیشی)

خیلی‌ ممنون اینقد آسون من و داغون کردی

واسه احساسی‌ که داشتم دلم و خون کردی

تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی‌ واسه چی‌

من و به محبت دو روزه مهمون کردی

همه عالم میدونستن که بری می‌میرم

اما رفتی‌ و همه عالم و حیرون کردی

خیلی‌ ممنون واسه هر چی‌ که اوردی به سرم

خیلی‌ ممنون ولی‌ من هیچ وقت ازت نمیگذرم

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا

با همین سر به هواییت من و ویرون کردی

من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم

تو که این کافی‌ نبود که من و مجنون کردی

همه عالم میدونستن که بری می‌میرم

اما رفتی‌ و همه عالم و حیرون کردی

خیلی‌ ممنون واسه هر چی‌ که اوردی به سرم

خیلی‌ ممنون ولی‌ من هیچ وقت ازت نمیگذرم، نمیگذرم، نمیگذرم

عطر محبوبه شب(قمیشی)

وقتی شب پاشو تو باغها میزاره
نفس گلها می گیره
وقتی تاریکی از آسمون می باره
دل غنچه ها می میره
وقتی ظلمت نفس گلها رو بسته
گل محبوبه شب بیدار نشسته
دل به تاریکی و ظلم شب نمی ده
جون که عطرش تا ته باغها رسید

اگه محبوبه رو تو گلدون بذارن
همه اطرافشو خار و خس بکارند
اگه دیوار بکشند دور وجودش
اگه تهمت بزنند به تار و پودش
عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره ....
گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره...

شبها که گلها تو تاریکی نشستن
همه از وحشت شب چشمها رو بستن
تنشون میلرزه از ترس سیاهی
گل محبوبه تو واسشون پناهی
عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره ....
گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره...

عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره ....
گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره...

عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره ....
گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره...

اگه تو بری(قمیشی)

مگه می شه یه پرنده
بمونه بی آب و دونه
مگه می شه که قناری
توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم
من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم
میگه میخوام با تو باشم
مگه میشه که ستاره
توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم
عطر یاد تو نپاشه
اگه تو بری ز پیشم
من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم
نمی خوام بی تو بمونم

مگه می شه ماهیا رو
بگیریم از آب چشمه
یا گلای باغ عشقو
بزاریم یه عمری تشنه
اگه تو بری ز پیشم
من همون ماهیه می شم
که بدون آب و دریا
میمیرم بی کس و تنها
مگه میشه گلدونا رو
بذاریم تو حسرت آب
یا شب قشنگ عاشق
بمونه بی نور مهتاب
اگه بری ز پیشم
من همون گلدونه می شم
که واسه یه قطره آب
می کشم حسرت توی خواب

مگه می شه یه پرنده
بمونه بی آب و دونه
مگه می شه که قناری
توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم
من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم
میگه می خوام با تو باشم
مگه می شه که ستاره
توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم
عطر یاد تو نپاشه

اگه تو بری ز پیشم
من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم
نمی خوام بی تو بمونم

فرشته اومدی(سیاوش قمیشی)

فرشته، اومدی از دور، چطوره حال و‌ احوالت
یکم تن خسته ی راهی،‌ غباره رو پر و بالت
فرشته، اومدی از دور، ببین از شوق تابیدم
میدونستم میای حالا، تورو من خواب میدیدم
چه خوبه اومدی پیشم، تو هستی‌ این یه تسکینه
چقدر آرامشت خوبه، چقدر حرفات شیرینه
فرشته, آسمون انگار، خلاصه-ست وتو دوتا بالت
تو میگی‌ آخرش یک شب، میان از ماه دنبالت
میان، میری، نمیمونی، تو مال آسمونهایی
زمین جای قشنگی‌ نیست، برای تو که زیبایی
تو میری،آره میدونم، نمیگم که بمون پیشم
ولی‌ تا لحظه ی رفتن یه عالم عاشقت میشم

طلوع من(قمیشی)

وقتی که دلتگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه

قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره

طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه

حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم می شه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که می خوان شب و روز
به هم دیگه دروغ بگن
ساعت ها هم دقیق شدن

طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه

وقتی که دلتگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه

قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم


این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره

طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه

تصور کن(قمیشی)

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره!
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن!
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی!
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی!

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س!
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم!
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم!
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا!

عسل بانو(قمیشی) ن ن

عسل بانو هنوزم پیش مایی
اگرچه دست تو تو دست من نیست
هنوزم با توام تا آخرین شعر
نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو تنهاترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو میشینم

عسل بانو عسل گیسو عسل چشم
منو یاد خودم بنداز دوباره
بذار از ابر سنگین نگاهم
بازم بارون دلتنگی بباره

تو رفتی بی من اما من دوباره
دارم از تو برای تو میخونم
سکوت لحظه های تلخو بشکن
نذار اینجا تکو تنها بمونم

عسل بانو هنوزم پیش مایی
اگرچه دست تو تو دست من نیست
هنوزم با توام تا آخرین شعر
نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو تنهاترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو میشینم

عسل بانو عسل گیسو عسل چشم
منو یاد خودم بنداز دوباره
بذار از ابر سنگین نگاهم
بازم بارون دلتنگی بباره

حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو تنهاترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو میشینم

تو رفتی بی من اما من دوباره
دارم از تو برای تو میخونم
سکوت لحظه های تلخو بشکن
نذار اینجا تکو تنها بمونم
نذار اینجا تکو تنها بمونم

بی خیال(قمیشی)

شکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه
قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه
دلی که می خواد بمونه ، تنی که باید بره
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو ، دنیای دلای سنگیِ
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیِ
مثل تنهایی میمونه با تو همسفر شدن
توی شهر عاشقی بیخودی دربدر شدن
حال و روزمو ببین ، تا که نگی تنها رفت
اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت!

بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو ، دنیای دلای سنگیِ
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیِ

اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه
قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه
دلی که می خواد بمونه ، تنی که باید بره
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو ، دنیای دلای سنگیِ
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیِ

پرسه(قمیشی)

بارونو دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون میباره
بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و توتو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن

شونه به شونه میرفتیم
من وتو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

پنجره(سیاوش قمیشی)

وقتی که تنگ غروب ، بارون به شیشه می ‌زنه
همه غصه های دنیا ، توی سینه ‌ی منه
توی قطره ‌های بارون ، می شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره ، هیچی نمی خوام

پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت ، تو بارون می‌ مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ‌ی داره
منم عاشق ‌ترم انگار وقتی بارون می ‌باره

بعضی وقت ها که میای سر روی شونم می‌ ذاری
تموم غصه ‌ها رو از دل من بر می‌ داری
اما این فقط یه خوابه ، خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم ، غم می شینه تو حنجره
غم می شینه تو حنجره

وقتی که تنگ غروب ، بارون به شیشه می ‌زنه
همه غصه های دنیا ، توی سینه ‌ی منه
توی قطره ‌های بارون ، می شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره ، هیچی نمی خوام

بعضی وقت ها که میای سر روی شونم می‌ ذاری
تموم غصه ‌ها رو از دل من بر می‌ داری
اما این فقط یه خوابه ، خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم ، غم می شینه تو حنجره
غم می شینه تو حنجره

برگ(قمیشی)

مثله برگی خشک و تنها رویه شاخه موندم اینجا می ترسم
تویه چنگ وحشی باد برم از خاطر و از یاد بپوسم
همه ی روزای من ‍‍‌، قصه ی بودن من ،
تویه آینه ی دلم
مثله شب سیاه و سرده ، مثله ابرا رنگِ درده

تو شتاب لحظه ها من ، با خودم یکه و تنها می دونم
تو سراب این افق تا سفر نهایت اینجا می مونم
همه ی روزای من ‍‍‌، قصه ی بودن من ،
تویه آینه ی دلم
مثه شب سیاه و سرده ، مثه ابرا رنگِ درده

مثه یه غروب تنها ، که میشینه پشت ابرا
یه سکوت بی پناهم
تویه این بیهودگی ها لحظه ها رو می شمارم
انتظار هر نگاهم

مثه برگی خشک و تنها رویه شاخه موندم اینجا می ترسم
تویه چنگ وحشی باد برم از خاطر و از یاد بپوسم

بی تو(قمیشی)

دو دریچه دو نگاه دو پنجره
دو رفیق دو همنشین دو هنجره
دو مسافر تو مسیر زندگی
دو عزیز دو همدمِ همیشگی

با هم از غروب و سایه رد شدیم
قصه عاشقی رو بلد شدیم
فکر می کردیم آخر قصهِ اینه
جز خدا هیچ کی ما رو نمیبینه

دو غربیه دو تا قلبِ در به در
دو تا دل واپس این چشمایِ تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین
دو تا دور افتاده ی تنها نشین

عاقبت جدا شدن دستهایِ ما
گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخرِ اون همه لبخند و سرود
چشم پر حسادتِ زمونه بود

دو غریبه دو تا قلب در به در
دو تا دل واپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین
دو تا دورافتاده ی تنها نشین

لعنت(قمیشی)

من برای تو میخونم
هنوز از اینور دیوار
هرجای گریه که هستی
خاطره هاتو نگهدار
تو نمیدونی عزیزم
حال روزگار ما رو
توی ذهن آینه بشمار
تک تک حادثه ها رو

خورشیدو از ما گرفتن
شکر شب ستاره پیداست
از نگاه ما جرقه
صد تا فانوسه یه رویاست
من برای تو میخونم
بهترین ترانه هارو
دل دیوارو بلرزون
تازه کن خلوت مارو
هم غصه بخون با من
تو این قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ
لعنت به چراغ سبز
هم غصه بخون با من
تو این قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ
لعنت به چراغ سبز

من برای تو میخونم
هنوز از اینور دیوار
هرجای گریه که هستی
خاطره هاتو نگهدار
تو نمیدونی عزیزم
حال روزگار ما رو
توی ذهن آینه بشمار
تک تک حادثه ها رو

خورشیدو از ما گرفتن
شکر شب ستاره پیداست
از نگاه ما جرقه
صد تا فانوسه یه رویاست
من برای تو میخونم
بهترین ترانه هارو
دل دیوارو بلرزون
تازه کن خلوت مارو
هم غصه بخون با من
تو این قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ
لعنت به چراغ سبز
هم غصه بخون با من
تو این قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ
لعنت به چراغ سبز

هم غصه بخون با من
تو این قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ
لعنت به چراغ سبز
هم غصه بخون با من

گریه کن(قمیشی)

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

بزار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

... قشنگه
... قشنگه

یادگاری(قمیشی)

چند تا عکس یادگاری با یه بغض و چندتا نامه

چندتا آهنگ قدیمی‌ که همه دل‌ خوشیامه

آینه‌ای که روبرومه غرق تو بهت یه تصویر

بارونای پشت شیشه من و تنهایی‌ و تقدیر

دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه می‌شه

لحظه‌ای که حسی از تو به دلم اضافه می‌شه

باورم نمی‌شه اما این تویی‌ که داره میره

خیره میمونم به چشمات حتی گریم نمیگیره

چشمای مونده به راه و شب تنهایی ماه و یه دل بی‌ سرپناه و من و خونه

ساعتهای غرق خواب و این من بی‌ تو خراب و یادت هرگز نمیمونه، نمیمونه، نمیمونه

دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه می‌شه

لحظه‌ای که حسی از تو به دلم اضافه می‌شه

باورم نمی‌شه اما این تویی‌ که داره میره

خیره میمونم به چشمات حتی گریم نمیگیره

چشمای مونده به راه و شب تنهایی ماه و یه دل بی‌ سرپناه و من و خونه

ساعتهای غرق خواب و این من بی‌ تو خراب و یادت هرگز نمیمونه، یادت هرگز نمیمونه، نمیمونه

یادت هرگز نمیمونه، نمیمونه

یادت هرگز نمیمونه، نمیمونه

نقاب(قمیشی)

هی بازیگر! گریه نکن! ماهمه مون مثل همیم
صبحا که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم
یکی معلم میشه و یکی میشه خونه بدوش
یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پیله خواب
نقش یک دریچه رُ رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس
تنها برای یک نگاه، حتی برای یک نفس
تا کی به جای خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کی سکوتو رج زدن نقش نمایش منه؟

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پیله خواب
نقش یک دریچه رُ رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

می خوام همین ترانه رُ رو صحنه فریاد بزنم
نقابمو پاره کنم، جای خودم داد بزنم

بی سرزمین تر از باد(قمیشی)

صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
این سوال بی جواب رو از خودم
تا حالا هزار دفعه پرسیدم
با کدوم ترانه باز جون میگیره
نبض اون حنجره ی فیروزه
میدونم بدون تو فردای من
رنگ خاکستریه دیروزه

تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
کولی تراز ترانه
بی پرده مثل فریاد

تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره



پلکای پنجره رو وا میکنم
تو کوچه زمزمه مهتاب
همه پنجره ها خاموشن
انگار این کوچه خلوت خوابه

بی صدا اسمتو فریاد میزنم
هق هقم حنجره مو میبنده
دوباره دستای نا مرئی شب
پلکای پنجره مو میبنده



تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی پرده مثل فریاد
فریاد...
فریاد...
فریاد...
فریاد...


تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
کولی تر از ترانه
بی پرده مثل فریاد

تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره

بوسه باد(قمیشی)

بوسه باد خزونی،با هزار نامهربونی،

زیر گوش برگ تنها،

میگه طعمه خزونی...!

برگ سبز و تر و تازه،رنگ سبزشُ می بازه،

غرق بوسه های باد و

وحشت روزای تازه

می کَنه دل از درخت و،میشه آواره کوچه

کوچه ای که یادگارِ

روزای رفته و پوچه...

می شینه گوشة کوچه، چشم به آسمون می دوزه

می کُنه یاد گذشته،

دلش از غصه می سوزه...

یاد باد...!

یادِ گذشته شاد باد!

این دلِ زرد و تهی،

در حسرتِ دیدار باد...!

یادِ روزایی که کوچه،زیر سایه تنم بود،

مهربون درختِ عاشق، مستِ عطر نفسم بود

سهمِ من از بوسه باد،

چی بگم ای داد و بیداد!

همه زردی و تباهی،

مُردن و رفتن از یاد...